X
تبلیغات
فرهنگ و هنر کشورهای مختلف جهان
فرهنگ و هنر کشورهای مختلف جهان
نگارش در تاريخ دوشنبه ششم دی 1389 توسط احــــمد تربیت

گزارش تصویری: مجموعه‌ای بی‌نظیر از دیدنی‌های ژاپن

ژاپن سرزمین طلوع آفتاب، کشور سامورایی‌ها، کشوری با پیشرفته‌ترین تکنولوژی و درخشان‌ترین فرهنگ و آیین و مناسک است...
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نگارش در تاريخ دوشنبه ششم دی 1389 توسط احــــمد تربیت

 موسیقی ژاپن

موسیقی سنتی ژاپن در گروه‌های کوچک و با سازها و صداهای محدودی اجرا می‌شود. کمپوزیسون این موسیقی معمولا از فرم‌های 3 قسمتی به نام...
 
موسیقی سنتی ژاپن در گروه‌های کوچک و با سازها و صداهای محدودی اجرا می‌شود. کمپوزیسون این موسیقی معمولا از فرم‌های 3 قسمتی به نام jo-ha-kyu تشکیل می‌شوند و شامل یک پیش درآمد است که تاثیر اصلی آن در مرکزی و محوری و نزدیک به قطعه آخر است. این فرم بخش اعظم آثار موسیقیایی ژاپنی را تشکییل می‌دهد و‌ هارمونی به سبک غربی که تاکید آن بر روی ملودی و ریتم است، معمولا در موسیقی ژاپنی شنیده نمی‌شود.


موسیقی برای عبادت
موسیقی شینتو (Shinto) یعنی موسیقی دینی قدیم ژاپن، kagur a (موسیقی خدایان) نامیده می‌شود. از این موسیقی در مراسم رسمی ‌معابد و یا مراسم سلطنتی و در جشنواره‌های مردمی‌ شینتو استفاده می‌شود. کاهن معابد، دعای شینتو (norito) را می‌خواند تا از طریق آنها تزکیه یابد و نعمت‌های خدایان نصیب عبادت‌کنندگان شود. ترانه‌ها و رقص‌های جشنواره‌های نیز برای سرگرمی ‌خدایان خوانده و اجرا می‌شود. موسیقی ایینی شینتو مشخصا با سازی بنام suzu گانک (kane) در جشنواره‌های موسیقی استفاده می‌شود. در این جشنواره‌ها عده ای همراه ذکر و دعا برای خدایان در خارج از معبد حرکاتی شبیه رقص نیز انجام می‌دهند.
 

ذکر‌های بودائی به یکی از زبان‌های سانسکریت، چینی و یا زاپنی نوشته می‌شوند. این اوراد با موسیقی تک لحنی و یا سازهای کوبه ای همراهی می‌شنود. اوراد و دعاهای ژاپنی ساده تر از ذکر‌ها و معمولا ریتمی‌ هستند. حرکات موزون دایره وار در جشنواره‌های مردمی ‌بودائی و معمولا با صدای خوانندگان و گاهی فلوت، طبل و عودی 3 سیمه بنام shamisen همراهی می‌شوند. این حرکات موزون تابع هیچ سنی و جنسیتی نیست و یکسان است.
 


موسیقی درباری

منشا موسیقی قدیمی ‌ژاپن به قرن هشتم میلادی و قبل تر بر می‌گردد. در قرن 9‌ام به موسیقی komagaku (موسیقی کره و منچوری) و tagaku (موسیقی چین و هند) تقسیم شد. سازهای بادی شامل فلوت‌هایی با اسامی ‌komabue، ryueki یا kagurabue، نی‌های دوتایی به نام hichiriki و نوعی ارگ که شامل 17 نی بامبو است که با دهان نواخته می‌شود هستند. فلوت و نی دوتایی ملودی را می‌نوازد و ارگ دهانی موسیقی پس زمینه را تشکیل می‌دهد. در موسیقی رقص (bugaku) از ساز‌های زهی استفاده نمی‌شود.
 
موسیقی تئاتری ژاپن
در اویل قرون وسطی تحت تاثیر موسیقی بودائی و شامل تعدادی عود و روایتی بود که heikebiwa نامیده می‌شد و برای نمایش no به کار گرفته می‌شد. هم نوازی عود شمال طرح‌های ملودیک و ریتمیکی است که احساسات و شرایط خاصی را نشان می‌دهد. موسیقی No شامل قسمت‌هایی برای آواز و ساز‌هاست. هنر پیشه یا گروه هم سرایان می‌خوانند و ساز‌هایی چون طبل شانه‌ای و طبل روی زانو آنها را همراهی می‌کند.
در یک گروه سازی کامل hayashi  از فلوت هم استفاده می‌شود که در نمایشی، قسمت‌های رسمی ‌را نشانه گذاری می‌کند، به رنگ لحظات تعزلی اضافه می‌کند و هم استفاده می‌شود. در نمایش no از ملودی‌های سنتی و الگو‌های ریتمیک در فرم‌های توصیف شده استفاده می‌شود. آواز طبال‌ها بخش از هر طرح موسیقیایی را تشکیل می‌دهد و ممکن است بر زمان بندی موسیقی تاثیر بگذارند.
نگارش در تاريخ دوشنبه ششم دی 1389 توسط احــــمد تربیت

عقاید و باورهای ابتدایی و باستانی مردم ژاپن

عید خرس، از مهمترین اعیاد این قوم است که با تشریفات خاصى در روزى معین، بچه خرسى را از مادرش جدا مى‌کنند. زنى از اقوام آئینو آن بچه خرس را...

مردم و مراحل تمدن ژاپن
مردمى‌که اکنون به ژاپنى معروفند، از همان سپیده دم تاریخشان، ساکن آن گروه از جزایرى شده بودند که در دامنه شرقى آسیا قرار دارند. وقتى که اولین بار در صحنه تاریخ نمودار شدند کمابیش به شکل مردمى‌در یک گروه همگن نبودند. بومیان، یعنى آینوهاى پشمالو و با چشمان گودرفته، گویا روزگارى تقریبا در سراسر این مجمع الجزایر پراکنده بودند، اما مهاجران و مهاجمان مدام آن‌ها را به شرق و شمال پس مى‌راندند. خاستگاه این مهاجمان هنوز تاریک است: احتمالا از یک نژاد نبودند. اول یک گروه نیرومندشان در جزیره تسوکوشى (کیوشوى کنونى) و در طول سواحل شمالى جزیره اصلى تخته قاپو شدند. مقدر بود که این گروه، فرمانروایان کل این سرزمین و نژاد اصیل این مردم شوند. آن‌ها از بومیان بالا بلندتر بودند. بومیان میانه بالا بودند و درازچهره، سیه چشم و سیه مو، و غالبا هم بینى عقابى. به جز این‌ها مهاجمانى هم، که احتمالا مالایایى بودند، از جنوب از طریق جریان سیاه یا در راستاى زنجیره جزایر کوچک از راه رسیدند. این مردم تخت چهره چابک منش، خود را در میان اشغالگران قدیمى‌تر این مجمع الجزایر جازدند و سرانجام هم توانستند در نقاط گوناگون طول سواحل جنوبى مستقر شوند.
 
این دوره انقیاد بومیان و جنگ و جدال‌هاى جنوب، مهاجمان و مهاجران دیگرى را به سراسر این جزایر کشاند که عوامل آن، فشار مهاجرت در آسیاى شمالى و دیگرگونى‌هاى در سلسله‌هاى چینى و کره‌اى بود. مهاجران، چینى‌ها و کره اى‌هاى صلح جویى بودند که در کار تمدن سازى نژاد اصلى ابزارهاى مفیدى شدند. مهاجمانى که بعدها آمدند بربرهایى از جنگل‌ها و سواحل سیبرى بودند که به جزایر دریاى شمال و سواحل شمالى حمله مى‌کردند، اما رانده یا سرانجام جذب مى‌شدند. مردم ژاپن، به رغم این عناصر چندگونه و تزریق مدام خون نو، توانستند به نسبت در همان آغاز تاریخشان به وحدت ملى برسند، و یک حقیقت شایان ذکر این است که کم پیش آمده که در میان آن‌ها حس تقسیم نژادى تا تخاصم نژادى پدید آمده باشد و این تا حدى برخاسته از سیماى جغرافیایى این کشور است، که دریاهاى ناآرام پیرامونش را گرفته، و شکل دراز و باریکش را زنجیره کوه‌ها به دره‌ها و دشت‌هاى بى‌شمار تقسیم کرده است. نوآمدگان براى این که بتوانند در گروه‌هاى بزرگ به آن جا برسند مى‌بایست دریانوردى کنند که این کار بسیار سختى بود؛ گروه اندکى که هر بار مى‌آمدند به سادگى جذب مى‌شدند؛ و فرمانروایان جزیره اصلى توانستند قبایل گردنکش را در طول جزیره دورتر و دورتر برانند، و از این رو به تدریج توانستند قلمروى متحد بسازند. اما تا این جا در دست یابى به وحدت ملى عامل مهم ترى نقش داشت که همان منش و توانش نژاد اصلى بود. آنان نیرومند و دلیر و متحد بودند، با این باور که از نسل خدایان آسمانى اند، که برترینشان هم بانو خداى خورشید بود، که او را حافظ نیاکان خاندان شاهى و ملت مى‌دانستند. جهت مهاجرت مردم گویا همیشه رو به شرق بوده است، و مى‌گویند از این که به هنگام نبرد رو به خورشید باشند پرهیز مى‌کردند. نژاد پیروز، در پیشروى‌شان، کیش خدایان خود را در میان مغلوبان بر تخت نشاندند و اینان را هم در آیین نیایششان پذیرفتند. شوق و شور و توانایى، روح دلیر و خوى متغیر، دلیرى در جنگاورى و شوق دینى، این‌ها صفاتى است که مى‌توان در سراسر تاریخشان به چشم دید و کمابیش به شکل میراث این مردم باقى مانده است. همدلى مردم را در احساسشان به طبیعت و در عشقشان به نظم در زندگى مشترک اجتماعى (یاکومونى) مى‌توان دید. بستگى تنگاتنگشان با طبیعت در زندگى و شعرشان نمودار مى‌شود. این شاید تا حدى، هم ناشى از تاثیر بوم و اقلیم باشد و هم ناشى از زود رسیدنشان به تمدن کشاورزى اسکان یافته. این سرزمین که از راه سلسله کوه‌هاى قابل عبور به همه جاى آن مى‌توان رفت، سرشار از رودها و دریاچه‌هاست، مطلوب خانه و کاشانه و توسعه زندگى مشترک اجتماعى بود. اقلیمش معتدل، چشم اندازهایش گوناگون و محصولات دریایى‌اش غنى بود و فقدان چشم گیر جانوران درنده، به توسعه کامل گرایش صلح دوستى و به توانایى برقرارى نظم و رسیدن به همبستگى یارى مى‌کرد. در کهن ترین دوره تاریخ ژاپن، صحنه اصلى رخداد، ساحل اقیانوس آرام بود، که همیشه بهار است. گرچه این سوى کشور دستخوش توفان‌هاى گوناگون است و دریا گاهى خشن است، زندگى مردم بیشتر در هواى آزاد مى‌گذرد و کشتزارها در سراسر سال از علف‌ها و گل‌ها مى‌درخشند. هر کس که به کشت کارانى نگاه مى‌کند که در میان شکوفه‌هاى زرد شلغم روغنى کار مى‌کنند، یا ترانه‌هاى ماهیگیرانى را مى‌شنود که بر آب آرام دریا پارو مى‌کشند - آبى که ارغوان زرین غروب آفتاب را باز مى‌تابد - یک احساس آرامش ساده و شاد در او پیدا مى‌شود. امروزه هم همین چشم اندازها را داریم، که بى‌گمان چندان فرقى با روزگاران کهن ندارند. از چشم اندازهاى تماشایى آب‌هاى نیلگون خلیج‌ها و شاخابه‌هاى بسیار، شیب‌هاى آرام کوه‌ها، انحناهاى زیباى آتشفشان‌ها و سنگ پوزهاى تند پوشیده از درختان رؤیایى، نمى‌شود که در یک دل حساس، عشق ظریف به طبیعت بیدار نشود. این نعمت‌هاى طبیعى همیشه به شکل تاثیرى مهربانانه بر حیات احساسى این ملت باقى مى‌ماند. پاسخ همدلانه دل، حرکت پذیرنده اندیشه و انعطاف جان پرورده تاثیر محیط طبیعى بود و با تماس مکرر با تمدن‌هاى دیگر شتاب مى‌گرفت. آن گاه مسیر و سرنوشت تمدن ژاپنى‌ها با منش نهادین مردم، که به تاثیرات بیرونى آمیخته بود، تعیین مى‌شد. مردم مى‌توانستند نورسیدگان را جذب کنند و جریان‌هاى گوناگون تمدن و دین را هم، که یکى پس از دیگرى از قاره آسیا مى‌رسیدند، با هم سازگار کنند. این مردم که نه تنها از این واردات و تاثیرات برنمى‌آشفتند، بلکه همیشه آن‌ها را به سود خود مى‌گرداندند، در راه پیشرفت تلاش‌هاى پرتوش و توان مى‌کردند. گاهى جان‌هایشان مبهوت اثر مداوم نفوذهاى نو بود، اما زود تعادلشان را به دست مى‌آوردند؛ ژاپنى‌ها ثابت کردند که مى‌توانند مشکلات تازه را حل کنند و تمدن بیگانه را با نبوغ و نیازهاى پیرامونشان سازگار کنند. به این طریق امپراتورى جزیره اى مخزنى شد براى هنرها، دین‌ها و ادبیات گوناگون قاره آسیا، و بسا چیزها در خود حفظ کرده است که دیگر در خانه‌هایشان در قاره از دست رفته اند. در تاریخ ژاپن بخش بزرگى از این دلبستگى در تنوع این واردات و در وجوه واکنش مردم به آن‌ها نهفته است. کل تاریخ ژاپن گزارشى است از این کنش‌ها و واکنش‌ها، که گوناگونى‌هاى فرهنگ را پدید آوردند، و پر است از جنگ و جدال‌ها و سازش‌ها، کشاکش‌ها و ترکیب‌ها. امروزه امکانش خیلى کم است که بتوان به دقت باز شناخت که چه چیزى اصیل است و چه چیزى بیگانه. با این همه، به نظر مى‌رسد که منش بنیادى این مردم نسبتا دست نخورده مانده، یعنى بسیار حساس اما خیلى کم نافذ است، کنش گر و به ندرت متفکر است. از طرف دیگر، هرچند گاهى نفوذهاى قدرتمند بیگانه راه یک توسعه کاملا آزاد و مستقل ایمان و اندیشه‌هاى مردم را مى‌بستند، اما همین‌ها خود همیشه سبب مى‌شدند که صفات بومى ‌نیرو و والایى بگیرد. حتى امروزه هم بر همین روال است، یعنى حالا که ژاپن دیگر یک ملت گوشه گرفته خاور دور نیست بلکه یک قدرت جهانى است که از راه‌هاى گوناگون نقش‌هاى سیاسى و فرهنگى خود را ایفا مى‌کند، باز میراث تمدن باستانى او در تمام مراحلش روبه روى تاثیر نیروهاى عظیم تمدن جدید مى‌ایستد.
 
عقاید و باورهای ابتدایی و باستانى مردم ژاپن
دین مردم ژاپن مجموعه ای است از اعتقادات باستانی که از آنیمیسم یا پرستش ارواح نشأت گرفته است. این دین تا پیش از قرن ششم میلادی نامی ‌نداشت و در آغاز مبتنی بر اصول و فروع کلامی ‌نبوده است، بلکه بعدها برای مقابله با طریقه‌ی بودایی که به تازگی در ژاپن رواج گرفته بود، دارای مبادی اساسی شده است.
 
توتم پرستى در میان ساکنین اولیه ژاپن
ساکنین اولیه ژاپن اقوام آئینو نام دارند. این قوم به سمت جزیره شمالى هوکائیدو یا پزو رانده شدند. در میان آنان آثار و بقایاى توتم پرستى دیده مى‌شود. توتم این قوم ریشه خرس دارد و طبق سرگذشت افسانه اى، در اثر آمیزش زنى با یک خرس، به وجود آمده است.
 
عید خرس در میان ساکنین اولیه ژاپن
عید خرس، از مهم‌ترین اعیاد این قوم است که با تشریفات خاصى در روزى معین، بچه خرسى را از مادرش جدا مى‌کنند. زنى از اقوام آئینو آن بچه خرس را شیر مى‌دهد و آنگاه مردى او را خفه مى‌کند و سپس قطعه قطعه نموده مى‌خورند. در برخى از نقاط ژاپن، مردم همچنان گرفتار اوهام و اساطیر و خرافات‌اند؛ چنانکه برخى از آنان نژاد خود را به روباه مى‌رسانند. این حیوان در اعصار گذشته بسیار مقدس بوده است. زیرا روباه با خداى برنج موسوم به انیارى شریک است. تصویر روباه در معابد این گروه نمایان است. این قوم گاهى خود را به بیمارى روحى شگفت انگیزى گرفتار مى‌سازند و آن تخیل حلول روباه در آنان است و معتقدند که این حلول از راه پوست و زیر ناخن است. آنان زندگى خود را زندگى روباه مى‌دانند.
 
شینتو دین بومى ‌مردم ژاپن
دین بومى‌مردم ژاپن شین تو نام دارد و مانند کیش ابتدائى چین، یکى از اشکال جان پرستى مى‌باشد. در برخى نقاط ژاپن آثار توتم پرستى نمایان است. علاوه بر این، دین کنفوسیوس و بودا در ژاپن رواجى بسزا دارند که اولى از چین وارد شده و دومى‌از کره راه یافته است. پیشینه عقاید و مراسم مردم قدیم ژاپن، عارى از هر گونه شکل و جهت خاصى بود. در قرن ششم میلادى در پاسخ به آئین بودا (در زبان ژاپن: بوت سودو)، لغت شین تو: (راه خدایان) را وضع کردند. مردم ژاپن تا قرن پنجم میلادى طرز نگارش را از چینیان اقتباس مى‌کردند. کتاب مقدس شین تو کوجی کى (امور قدیم) در قرن هشتم میلادى به زبان ژاپنى نگاشته شد. در همان عصر (قرن 8) کتاب مقدس دیگرى به نام نیهون مى‌ نگارش یافت.
 
افسانه شینتو
در اساطیر قوم ژاپن، طی افسانه ای جالب، سرگذشت اصل و مبدأ آن سرزمین و آن مردم و پیدایش خاندان سلطنتی آن قوم بیان شده و در کتابی بنام کوجیکی بسیاری از اساطیر باستانی مذکور است و خلاصه آن افسانه از این قرار است: در ابتدا عالم وجود به صورتی آشفته در هم آمیخته بود و در طول ایام آسمان و بحر محیط از یکدیگر جدا شدند و خدایان چند در کیهان مه آلود و مبهم و تیره نمایان گشتند و بتدریخ نابود گردید تا سرانجام در صحنه هستی فقط دو خدای قادر توانا باقی ماندند که آنها جزایر ژاپن و ساکنان آن را آفریدند. ایندو آلهه یکی مذکر بنام ایزاناگی و دیگری مؤنث موسوم به ایزانامی. پس آن مرد و پلی متحرک بین زمین و آسمان (احتمالا به صورت قوس و قزح) خلق کردند. در آن هنگام جهان به صورت شورابه ای غلیظ بود و ایزاناگی از فراز پل فرود آمد و نیزة جواهر نشان خود را در آن شورابه فرو برد. آن را به هم آمیخت و آن قدر این عمل را ادامه داد تا غلظت یافته، جمود حاصل کرد، پس نیزة خود را از آن بیرون آورد مایعی که از نوک آن فرو می‌ریخت بر روی هم گرد آمده به صورت جزیره ای درآمد، پس آن دو خدای نر و ماده برفراز آن جزیره رفته، ساکن گشتند. خدای ماده، ایزانامی ‌در آنجا بزایید و از زهدان او هشت جزیرة دیگر به دنیا آمد. اسطورة شینتو بسیار در هم آمیخته و طولانی است و باید بدقت در آن نگریست، وقایعی را که در حول و حوش مبدأ و منشأ آن به وقوع پیوسته و موجب و موجد وقایع و حوادث عظیم شده در نظرآورد.
 
سیماهاى عمومى ‌شین تو
«در آن بوم، خدایان (یا ارواح) بودند بى شمار، که با تابش شب تابان مى‌درخشیدند، و خدایان بدسگال بودند که به کردار مگسان وزوز مى‌کردند، و نیز درختان و گیاهان بودند که مى‌توانستند سخن بگویند.» این را درباره مجمع الجزایر ژاپن گفته اند هنگامى‌که بنیادگذار ملت اندیشید که از آسمان بدین کشور فرود آید. و در جاى دیگر گفته اند که «آن خدایى که در آغاز این دولت را بنیاد نهاد، از آسمان فرود آمد و این دولت را در دوره اى که آسمان و زمین از یکدیگر جدا شدند، و هنگامى‌که درختان و گیاهان سخن مى‌گفتند، بنیاد نهاد.» دینى را مجسم کنید که تا پرستش این خدایان یا ارواح مى‌رسد و تقریبا هیچ آموزه اخلاقى یا نظرات متافیزیکى ندارد. این دین را نمى‌توان جز به صفت «ابتدایى» نامید، هر چند این اصطلاح دقیقا در معناى مردم شناسى آن نیست. نظام‌هاى معینى، گهگاه، بر شالوده آن اندیشه‌هاى ابتدایى بنانهاده شده اند، و در واقع تلاش‌هاى کمابیش موفقى صورت گرفته است که یک زندگى ملى بر پایه پرستش آن خدایى گذاشته شود «که در آغاز این دولت را بنیاد نهاد.» باورها و اعمال وابسته به آن خدایان و ارواح حتى در این روزهاى قرن بیستم هم به شکل یک نیروى زنده در میان مردم باقى مانده و نشان دهنده عناصر بنیادى زندگى دینى و اجتماعى است، عناصرى که شاید از آن‌ها شاخه‌هاى نو دین یا شبه دین پدید آید و مى‌آید. کل مجموعه باورها وپرستش به شین تو معروف است که به معناى «راه خدایان (یا ارواح)» است و شاید بتوان آن را دین ملى یا عامیانه ژاپنى‌ها نامید، همان طور که دین باستانى و بومى ‌آنان بود. اما نام شین تو در قرن ششم میلادى پیدا شد، به این قصد که فرقى بگذارند میان دین بومى ‌و آیین بودا، و «راه» خوانده شدنش شاید ناشى از تاثیر آیین دائو باشد، که دین چینى «راه» بود آیین دائو دینى است که یافت‌هاى فراهنجارى را به مثابه هدف آرمانى یا امکان فرجامین انسان‌ها در حیات جسمانى مى‌داند، و این با آموزه‌هاى اجتماعى واخلاقى آیین کنفوسیوس در تقابل است - که دین ترکیبى اى بود از طبیعت گرایى وفراطبیعت گرایى که تاثیر زیادى در باورهاى عام مردم چین و کره داشت، و تعجبى نداشت که نظریه پردازان شین تو سیماهاى مشابهى در آن یافتند و برخى اندیشه‌ها و اعمال دائوى را پذیرفتند. به هر حال، شین تو در اساس بیشتر یک مجموعه باورها و آداب باستانى است، نه یک نظام دینى. این باورها به رغم تاثیرات نظام‌هاى بیگانه، مثل آیین بودا و آیین کنفوسیوس، در طى فراز و فرودهاى تاریخ به نسبت دست نخورده مانده اند. به این ترتیب چندان غیرطبیعى نیست که هواخواهان شین تو حتى امروزه هم دینشان را چنین مى‌خوانند: «راهى به دنبال شیوه خدایان» یا «آن گونه که خدایان بدان دست مى‌یازیدند» (کامى‌ناگارا نو میچى). اما از سوى دیگر نباید فراموش کرد که تلاش‌هایى که مکررا براى سازمان دادن این باورهاى ابتدایى به صورت دین ملى یادولتى صورت گرفته، حول ستایش پادشاه به مثابه خلف «خدایى که دولت را بنیاد نهاد»، خصوصا بانوخداى خورشید، مستقر شده است. این بانو خدا برترین خداى دین شین تو است.
نگارش در تاريخ دوشنبه ششم دی 1389 توسط احــــمد تربیت

 شناخت تکنیک اُریگامی(هنر سنتی ژاپن)

هدف این هنر آفریدن طرح‌های جالب از کاغذ با کمک تاهای هندسی است. معنای لغوی این واژه در زبان ژاپنی «تا کردن کاغذ»...
 
  تاریخچه پیدایش اریگامی
اُریگامی (Origami) یا «هنر کاغذ و تا» یکی از کاردستی‌های محبوب ژاپنی است که امروزه در سراسر جهان طرفداران زیادی دارد.
هدف این هنر آفریدن طرح‌های جالب از کاغذ با کمک تاهای هندسی است. معنای لغوی این واژه در زبان ژاپنی «تا کردن کاغذ» است و تمام مدلهای کاغذ و تا را در بر دارد، حتی آنهایی که ژاپنی نیستند. اریگامی فقط از تعداد کمی از تاهای گوناگون استفاده می‌کند، ولی همین تاها می‌توانند به روش‌های گوناگونی ترکیب شوند تا طرحهای متفاوتی ایجاد کنند.
 

به طور کلی، این طرحها با یک برگ کاغذ مربع شکل آغاز می‌شود، که هر روی آن ممکن است به رنگ متفاوتی باشد و بدون بریدن کاغذ ادامه می‌یابد.

 البته بر خلاف باور عمومی، اریگامی‌های باستانی ژاپن، کمتر سختگیری روی این قرارداد داشته و گاهی از بریدن کاغذ در هنگام آفریدن طرح (کیریگامی) و یا شروع کردن با کاغذهای مستطیل، دایره، و دیگر کاغذهای غیرمربع استفاده می‌شده است.

کاغذ در سال 105 میلادی (حدود 1900 سال قبل) توسط تسایی لون وزیر کشاورزی چینی‌ها اختراع شد. چند سال بعداز آن بود که تولید کاغذ افزایش یافت و در اختیار توده مردم قرار گرفت. از این زمان بود که هنرتا دادن کاغذ در ‌چین شروع شد. آنها چندین قرن اسرار تولید کاغذ و تادادن آنرا نزد خود حفظ نمودند تا بعد به کره و ژاپن راه یافت، در ژاپن بود که کار تا دادن کاغذ کاملتر شد و به صورتی رواج پیدا نمود که جزئی از زندگی مردم گردید، و سالها بعد از آن بود که به کشورهای اروپایی راه پیدا نمود. در کشورهای اروپایی این هنر با علم مدرن آمیخت.

سمبل اریگامی
 
Crane پرنده دریایی سمبول اریگامی است.

 

فواید اریگامی
 هماهنگی بین چشم و دست، مهارت در کارهای فکری که نیاز به انجام ترتیب و توالی خاص دارد، مهارت در دقت، افزایش شکیبایی و صبر، افزایش مهارتهای خاص جسمانی، افزایش نتیجه گیری‌های منطقی و ریاضی و ...

مکانهایی که بر اساس اریگامی ساخته شده اند:

 ۱-ساختمان کتابخانه عمومی شهر سیاتل بر اساس اریگامی ساخته شده است.

 

کتابخانه عمومی سیاتل
 
۲- ساختمان بزرگترین تلسکوپ فضایی جهان بنام چشم شیشه ای، بر اساس قوانین اریگامی طراحی گردیده است.

اریگامی دنیای ریاضیات، مهندسی و علوم و هنرهای دیگر را دچار تحول کار آمدتری نموده است:

این یک باکی بال(Buckyball) کروی مانند است که از 360 تا پنج ضلعی زیگ زاگی ساخته شده است.

 

این هم یک باکی بال دیگر است که از 810 پنج ضلعی ساخته شده است.

 

این عکس‌ها نمونه ای از کارهای پروفسور تام هال است.

پروفسور تام هال P.H.D خود را در رشته ریاضی از دانشگاه Rhode Island در سال 1997 گرفت.

تز او در فهرست رنگ‌آمیزی نقشه‌های هندسی بود.

وی در حال حاضر به بررسی ریاضی اریگامی می‌پردازد (کاغذ های تا شو)
نگارش در تاريخ دوشنبه ششم دی 1389 توسط احــــمد تربیت

آشنایی با تاریخ و فرهنگ ژاپن

تماشا کردن شکوفه‌های گیلاس یکی از رسم‌های جالب مردم ژاپن است. میلیونها نفر از آنها همه ساله بعد از ناپدید شدن آسمان گرفته و غم زده زمستان برای دیدن...
 
ژاپن سرزمین طلوع آفتاب، کشور سامورایی‌ها،  کشوری با پیشرفته‌ترین تکنولوژی و درخشان‌ترین فرهنگ و آیین و مناسک است. ژاپن مکانی پر رمز و راز و سرشار از جذابیت‌های استنائی است. چه چیز خاصی آنجا نهفته است؟

 


بیایید نگاه دقیق‌تری به این کشور جذاب بیندازیم!

ژاپن دربرگیرنده مجمع الجزایری است که در شرق آسیا و بین اقیانوس آرام و دریای ژاپن واقع شده است. حدودا شامل 300 جزیره می‌شود که بزگ ترین این جزیره‌ها هونشو، هوکایدو، کیوشو و شیکوگو نام دارند. ژاپن کمی ‌از کالیفرنیا کوچکتر است.
ژاپن کشوری کوهستانی و بیشتر جزیره‌های آن آتشفشانی هستند؛ به خاطر همین کشوری زلزله خیز به شمار می‌آید و درسال حدود 1500 لرزش داریم که اکثر آنها هم منجر به زمین لرزه می‌شود.
ژاپن حدود 128 میلیون نفر جمعیت دارد و بزرگترین منطقه یعنی توکیو که شامل شهر پایتخت توکیو و چند استان دیگر  می‌شود یکی از بزرگترین پایتختهای جهان بوده که  بالغ بر 30 میلیون نفر جمعیت دارد.
در یک کتاب چینی به نام Book of Han برای اولین بار نام ژاپنی‌ها آورده شده است.
طبق گزارشات چینی‌ها از سه دوره پادشاهی، قدرتمندترین پادشاه این مجمع الجزایر در قرن سوم یاماتایی کوکو نام داشته و براساس یک افسانه امپراطور جیمو در 11 فوریه سال 660 قبل از میلاد ژاپن را کشف کرده و او اولین امپراطور ژاپن به شمار می‌آمده. البته این داستان کاملا نمادین است.
تاریخ ژاپن بسیار درخشان و سرشار از لحظه‌های هیجان انگیز است. این تاریخ یکی از متنوع‌ترین و منحصر به فرد ترین فرهنگها در سراسر جهان را خلق کرده است.
 
حالا ژاپن یک کشور پادشاهی است که برمبنای قانون اساسی اداره می‌شود و اما در آنجا قدرت پادشاه بسیار محدود شده است. درحقیقت پادشاه مقامی‌تشریفاتی دارد که مقامش به عنوان "سمبل یک کشور و سمبل اتحاد مردم" تعریف شده است. درحالیکه حاکمیت مطلق به مردم ژاپن تفویض شده است، قدرت توسط نخست وزیر ژاپن و سایر اعضای منتخب Diet (مجلس ژاپن) حفظ می‌شود.
ژاپن ملتی پیشرو در زمینه تحقیقات، علم و تکنولوژی محسوب می‌شود. این کشور حتی برنامه‌هایی برای تحقیقات در فضا دارد که شامل ساختمان سازی در ماه 2030 نیز می‌شود. پس ما به زودی می‌توانیم سامورایی‌های فضایی را هم ببینیم!!

و حالا در مورد سامورایی‌ها!

آداب و رسوم و فرهنگ ژاپن آنقدر جالب توجه است که نمی‌توانیم برای توصیف آن کلمات مناسبی را پیدا کنیم.  این فرهنگ تحت تاثیر فرهنگ آسیا، اروپا و امریکای شمالی بوده است.
هنرهای سنتی ژاپن عبارتند از: ایکبانا، اریگامی، عروسک سازی، سفالگری، اجرای مراسم سنتی مثل مراسم سنتی چای، باغبانی و شمشیربازی. مانگا را نیز نباید فراموش کنیم؛ کتاب مصور خاص ژاپنی‌ها به نام anime که انیمیشن تلویزیون و فیلم‌های بسیاری از آن تاثیر می‌گیرند.
ژاپن کشوری مذهبی است، مذهب در ژاپن به سوی بازگشت به فطرت انسان گرایش دارد و این باعث تنوع بسیار زیاد آداب مذهبی شده است.
برای مثال والدین و فرزندان طبق آیین شینتو جشن می‌گیرند، دانش آموزان قبل از امتحان دعا می‌خوانند، زوجها مراسم ازدواجشان را در کلیسای مسیحی برگزار می‌کنند و مراسم تدفین در معابد بودایی انجام می‌شود.
فرهنگ ژاپن از فرهنگ‌های مختلف بهترین‌ها را اقتباس کرده و رسم و رسوم خاص و یگانه ژاپن را به وجود آورده است.

تماشا کردن شکوفه‌های گیلاس
یکی از رسم‌های جالب مردم ژاپن است. میلیونها نفر از آنها همه ساله بعد از ناپدید شدن آسمان گرفته و غم زده زمستان برای دیدن ‌هانامی، یا همان تماشای شکوفه‌های گیلاس دسته جمعی به پارکها و باغهای معابد می‌روند.
وقتی که در یک روز بهاری نسیم ملایمی ‌گلبرگهای سفید و  صورتی به اندازه دانه‌های برف رقصان در باغ را با خود حمل می‌کند، به راحتی می‌توانیم چگونگی شور و اشتیاقی که ژاپنی‌ها برای دیدن این شکوفه‌های کم دوام با جنبه مقدس، دارند را درک کنیم.
 

 
یکی دیگر از هنرهای جذاب و هیجان‌انگیز ژاپنی‌ها  کیمونو است. کیمونو و یاکوتا لباسهای سنتی ژاپنی‌ها به شمار می‌آیند. جنس کیمونو از ابریشم و همیشه هم بسیار گران بوده است. پوشیدن کیمونو نیاز به تمرین‌های خاص دارد. اما بی شک ارزشش را دارد. چراکه هنگام پوشیدن حس واقعا شگفت انگیزی به انسان دست می‌دهد! کیمونو لباسی کاملا زنانه و دوست داشتنی است.
 

امروز زنان ژاپنی در مراسم رسمی ‌و یا سنتی مثل مراسم تدفین، جشنهای عروسی و یا آیین و مناسک کیمونو می‌پوشند و به ندرت کسی در زندگی روزمره از کیمونو استفاده می‌کند. رنگ و مدل کیمونو بسته به سن و وضعیت تاهل و تجرد شخصی که آن را می‌پوشد و مراسمی ‌که در آن شرکت می‌کند متفاوت است.
 
حال به سراغ مراسم چای می‌رویم. مراسم چای آیینی سنتی به شمار می‌آید که در آن چای سبز (یاماتچا) آماده شده توسط استاد ماهر در محیط آرام به گروه کوچکی از مهمانان داده می‌شود. در این مراسم هر چیزی زمان و مکان خاص و دلیل ویژه خودش را دارد. چیدمان ساده گلها روی تاقچه نیز باید به گونه ای باشد که وقتی مهمانها وارد شدند همه گلها را تحسین کنند. شیرینی‌هایی که قبل از چای به مهمانها داده می‌شود با وسیله ای به اسم کوروموجی خورده شده و این وسیله برای نشان دادن فصلهای سال طراحی شده اند.
مراسم چای مثل مدیتیشن برای حضور داشتن در زمان حال اجرا می‌شود.
 

 
ژاپن کشور خیلی بزرگی نیست. اما در آنجا شهرهای خیلی زیادی را خواهید یافت که ارزش دیدن دارند. ما سه شهر ژاپن که حتما باید ببینید را به شما معرفی می‌کنیم:
اولین شهر توکیو یعنی پایتخت ژاپن می‌باشد کلمه توکیو پایتخت شرقی ژاپن معنی می‌دهد.
توکیو شهری مدرن و جهانی همراه با آسمان خراشها، فروشگاه‌های الکترونیکی، مجتمع‌های خرید بزرگ و بارها و کلوبهای بی‌شمار می‌باشد. اما توکیو با عبادتگاه‌ها و معابد و حمام‌های عمومی‌اش به سنت و تاریخ نیز وابسته است. طیف گسترده ای از موزه‌های شهر به سنت (هنر و تاریخ) اختصاص دارند.

نیکو
منطقه ای دیگر در ژاپن است. نیکو شهری کوچک اما باشکوه و میزبان مناطق چشمگیر، معابد بودایی و طبیعتی واقعا ناب برای کشور ژاپن به شمار می‌آید.
 

 
شهر بعدی اساکا نام دارد. از زمانی که که تاریخ ژاپن ثبت شده اساکا شهری مهم و مرکز تجاری این کشور به حساب می‌آمده است. در یک کلام اساکا اولین پایتخت ژاپن بوده است.
درگذشته پایتخت تجاری ژاپن و تا به امروز از بزرگترین شهرهای ژاپن و نهمین شهر بزرگ جهان به شمار می‌آید. اساکا طبق سنت "آشپزخانه کشور" یا پایتخت خوش خوراک نامیده می‌شده و به خاطر ساکنان واقع بین و آشپزی سالمش معروف شده و در کنار لذتها و خوشی‌های شهر نشینی دارای جذابیتهای تاریخی و فرهنگی نیز می‌باشد.
توسعه دادن بخش‌های ساحلی اساکا دوباره این شهر را در نظر توریستها به عنوان شهری مهم و جذاب احیا می‌کند.
شهر مهم بعدی توکیو است. توکیو با صدها باغ و معبد بین سالهای 794 و 1868 پایتخت امپراطوری ژاپن بوده و هنوز هم مرکز فرهنگی ژاپن به شمار می‌آید. باغهای شنی شیب دار به طرز جالبی با سقفهای معابد و عبادتگاه‌های اسرارآمیز شینتو تراز شده و در یک امتداد هستند.
باوجود 1600 معبد بودایی، 400عبادتگاه شینتو، عمارتهای سه گانه وتعداد زیادی باغ و موزه کیوتو تبدیل به گنجینه ارزشمند فرهنگی ژاپن شده است. 17 تا از باغها و مکانهای این شهر در سازمان یونسکو به ثبت رسیده است.
ما بیشتر از این نمی‌توانیم این شهر را توصیف کنیم. برای اینکه تجسم کردن آن غیر ممکن است و بهتر است خودتان همه اینها را ببینید‍!
 

 
و همه اینها بخش بسیار کوچکی از ژاپن به حساب می‌آید و ما نمی‌توانیم تمام جذابیتها و اسرار این کشور را در این متن برایتان بیاوریم. فقط توانستیم تاحدودی ژاپن را معرفی کرده و زیبایی اش را تحسین کنیم.
نگارش در تاريخ دوشنبه ششم دی 1389 توسط احــــمد تربیت

سفر به سرزمین آفتاب تابان

تاریخ ژاپن بسیار درخشان و سرشار از لحظه‌های هیجان‌انگیز است. این تاریخ یکی از متنوع‌ترین و منحصر به فردترین فرهنگها در سراسر جهان را خلق کرده است...
 
ژاپن كشوری جزیره ای است در امتداد شمال شرقی ساحل قاره آسیا قرار گرفته و مركب از 4 جزیره عمده به نامهای هكایدو، هنشو، شكوكو و كیوشو و 6848 جزیره كوچك (مجموعاً 6852 جزیره) می‌باشد و 377727 كیلومتر مربع وسعت دارد. خاك ژاپن معادل 3/0 درصد از مساحت خاكی كره زمین را تشكیل می‌دهد. 73% مساحت ژاپن، از كوهساران جنگلی تشكیل شده است.
بلندترین قله كوهستانی ژاپن «فوجی» نام دارد و ارتفاع آن 3776 متر می‌باشد.

تاریخ باستانی ژاپن با‌هاله ای از داستانهای موهوم پوشیده است. قدیمی‌ترین سابقه تاریخی ژاپن به قرن سوم میلادی بر می‌گردد. در قرن چهارم میلادی در نیمه شرقی هنشو و كیوشوی جنوبی یك جامعه متحد ژاپنی وجود داشت كه پایتخت آن در منطقه یاماتو (نارا در حال حاضر) قرار داشت. در راس این حكومت، امپراطور قرار داشت. در اواسط قرن ششم میلادی بودائیسم از طریق كره به ژاپن رخنه كرد و به عنوان یك مذهب با اهمیت در ژاپن محسوب شد. در اواخر قرن ششم، ژاپن به شدت تحت تاثیر فرهنگ چینی قرار گرفت. در سال 701، سلسله قوانینی تحت عنوان تای هو با اقتباس از قوانین چینی تدوین گردید كه در آن سیستم كشوری و مجازاتها تعیین گردیده بودند.
در سال 710 نارا، به طور رسمی‌ پایتخت ژاپن گردید و این دوره حكومت ژاپن به عصر نارا معروف شد كه 80 سال دوام داشته است.
 
در سال 794 میلادی پایتخت از نارا به كیوتو منتقل گردید و عصر هیآن آغاز گردید. این دوره چهارصد سال به طول انجامید. در سال 1192 میلادی، عصر كاماكورا افتتاح شد. طی دوران نارا و هی‌آن، سیستم حكومت مستقیم بر مردم و سرزمینی كه در اصل بر طبق سلسله قوانین تای هو استوار بود، بتدریج فرو پاشید و در كشور سیستم تیولی حكمفرما شد و همزمان با آن قدرت گروههای سامورایی (مردان جنگی) شروع به افزایش نمود. در طی این دوران، چندین فرقه بودایی بوجود آمد و نظر به اینكه مفاهیم آنها آسانتر از بودائیسم ناب بود مردم عادی به این فرق پیوستند، لذا این فرقه‌ها رشد سریعی داشتند. امپراطور به منظور جلوگیری از قدرت بیشتر سامورایی‌ها، مبادرت به تعیین حكمرانان منطقه‌ای نمود و بدین ترتیب قدرت سیاسی كشور در ظاهر تحت عنان امپراطور و اشرافیان قرار گرفت. عصر كاماكورا به مدت 140 سال ادامه داشت.
 
 تاریخ ژاپن بسیار درخشان و سرشار از لحظه های هیجان‌انگیز است. این تاریخ یکی از متنوع‌ترین و منحصر به فردترین فرهنگها در سراسر جهان را خلق کرده است.
حالا ژاپن یک کشور پادشاهی است که برمبنای قانون اساسی اداره می‌شود و اما در آنجا قدرت پادشاه بسیار محدود شده است. درحقیقت پادشاه مقامی تشریفاتی دارد که مقامش به عنوان "سمبل یک کشور و سمبل اتحاد مردم" تعریف شده است. درحالیکه حاکمیت مطلق به مردم ژاپن تفویض شده است، قدرت توسط نخست وزیر ژاپن و سایر اعضای منتخب Diet (مجلس ژاپن) حفظ می‌شود.
 
 ادعای بزرگی است اگر بگوییم می‌خواهیم شما را با تمام جنبه‌های ژاپن آشنا سازیم اما گروه فرهنگی سیمرغ در نظر دارد هر چند در حد بضاعت اما با نگاهی جدید و متفاوت با کنار هم گذاشتن عناصر برجسته تمدن ژاپن؛ شما را با گوشه‌ای ناچیز از سرزمین آفتاب آشنا کند.
در این هفته به صورت روزانه شما را به دیدن بخشهای گوناگون کشور ژاپن دعوت می‌کنیم و در این مسیر همراهی شما را چشم در راهیم.
 
نگارش در تاريخ دوشنبه ششم دی 1389 توسط احــــمد تربیت

عقاید چینیان باستان

چینیان باستان عقاید مختلف و تقریباً عجیبی داشتند.چینیان باستان عقیده داشتند که زمین همانند ...

چینیان باستان عقاید مختلف و تقریباً عجیبی داشتند.
چینیان باستان عقیده داشتند که زمین همانند صفحه‌ای صاف است که آسمان چون سرپوشی روی آن قرار گرفته و کشور خودشان، چین را مرکز زمین می‌دانستند و اعتقاد داشتند که کاخ خاقان نقطه مرکزی و اصلی زمین است و خاقان‌های آنان نیز محور و اساس همه مردمان و خلایق جهان هستند. چینیان باستان با توجه به اینکه برای آسمان احترام خاصی قائل بودند، وقتی که به آسمان نگاه می‌کردند، در مقابل آن خضوع و کوچکی می‌کردند و حتی زارعان و کشاورزان چینی به آسمان توجه زیادی داشتند و چون می‌گفتند که از آسمان نزولات زیادی می‌آید و آفتاب از آسمان می‌تابد و با این عوامل است که محصولات آنها رشد می‌کند، پس برای آن احترام خاصی قائل بودند.
پرستش آسمان
چینیان باستان معتقد بودند که اگر آسمان خشمگین می‌شود و طوفان پیش می‌آید یا صاعقه و رعد و برقی زده می‌شود و یا شهاب سنگی به زمین می‌افتد، همه اینها به خاطر این است که در زمین حالت نامطلوبی صورت گرفته، به این معنا که این حوادث بر اثر بی‌عدالتیها و بی‌نظمیهایی است که در روی زمین روی داده است و آسمان را خشمگین کرده است لذا باید مردم اعمال خود را درست و اصلاح کنند.از دید چینیان باستان زمین مانند دیگر ارکان جهان تابع آسمان است و..... و برای خود نظمی دارد. آنان می‌گفتند چون رشد نباتات به سوی آسمان و بالا است و دود آتش هم به سمت آسمان است پس باید آسمان را احترام کرد. این عقاید در میان چینیان باستان وجود داشت تا اینکه به دوران و عصر کنفوسیوس می‌رسد که البته او توانست به این عقاید نظم خاصی ببخشد. کنفوسیوس در قرن ۶ق.م زندگی می‌کرد. البته سخن گفتن و بیان عقاید کنفوسیوس در اینجا امکان ندارد چون نیاز به بررسی کلی و جامعی دارد و هدف ما از ارائه این مقاله معرفی عقاید چینیان باستانی است.
پرستش ارواح
از دیگر عقاید چینیان می‌توان به روح پرستی یا جان پرستی یا پرستش ارواح اشاره کرد در پرستش ارواح ابتدا ارواح اجداد مهم بود و گفته شده که قدیم‌ترین مراسم چینیان عقیده چینیان، پرستش ارواح بوده است. مدتها بود که عالمان و محققان بعد از کنفوسیوس عقیده داشتند داشتند که نیاکان یا اجداد پدری، اجداد اولیه بوده و مهم جلوه کرده است امّا بعدها متوجه شدند که قدیمی‌ترین پرستش ارواح، اجداد مادری بوده است. در این جا لازم است اشاره کنیم به اینکه آنان به یک نوع حلول روح هم اعتقاد داشتند چون معتقد بودند که ارواح نیاکان مادری دوباره در نوزادان حلول می‌کند. امّا در دوره‌ها و اعصار بعدی مردها بر زنان برتری یافتند و مراسم دینی پرستش نیاکان پدری در جایگاه برتری قرار گرفت. چینیان با قرار گرفتن در مقابل لوح‌های که از ارواح خود درست کرده بودند به عبادت و دعا و نیایش می‌پرداختند و هدایا و پیشکش‌های زیادی را به ارواح خود تقدیم می‌کردند. آنان علاوه بر ارواح به آبها و کوهها و جنگلها و سخره‌های بزرگ هم احترام قائل بودند. زمین در نزد چینیان باستانی معروف بودو مادر کل، زمین بوده است.
مراسم عید جوانی
از دیگر عقاید چینیان می‌توان به برپائی اعیاد جوانی اشاره کرد و مراسمی که در آن جوانان را برای ازدواج مهیا می‌کردند. به عنوان مثال در فصل بهار بعد از کار سخت زمستانی دختران زیبا و جوان ودم بخت را در معرض تمایلات مردان جوان قرار می‌دادند تا آنها نامزد خودشان را انتخاب کنند و برعکس در فصل پائیز بعد از کار تابستانی، پسران را در معرض تمایلات دختران قرار می‌دادند تا دختران همسران خود را در معبد معروف به آسمان انجام می‌داد زیرا امپراتور و خاقان خودش را انتخاب کنند. آسمان هم در نزد چینیان، مذکر بود. و پادشاه و خاقان هم مراسمات دینی خود را فرزند یا پسران آسمان می‌دانست. در بعضی کتابها مخصوصاً در کتابی به نام شانگ‌تی (Shangti) در مورد خدایی به نام شانگ‌تی سخن گفته که این خدا را خدای ملکوت یا خدای آسمان می‌گفتند و کار این خدا این بود که حکومت را به امپراتور واگذار می‌کرد. گرانت (Grant) در کتاب تمدن چین عنوان می‌کند که «این خدا هیچ فایده‌ای ندارد و جز اینکه عنوان پسر آسمان را به پادشاه می‌دهد». مردمان چین باستان معتقد بودند که اگر پادشاه آداب دینی را به طور کامل انجام دهد، محصولات کشاورزی فراوان خواهد شد و طبیعت رشد و نمو پیدا خواهد کرد و زندگی مردم انتظام و قوام پیدا می‌کند.
قائده تائو
در جهان از نظر چینیان قدیم و باستانی یک اصل کلی و مؤثر مطرح بود که آن را تائو می‌گفتند که اساس زندگی مردم بر این اصل پایبند بود. گرانت در تاریخ تمدن چین در مورد تائو نظرات گوناگونی بیان می‌کند و به طوری که تائو را گاهی اوقات با مانا تشبیه و مقایسه می‌کند. در آئین تائو دو اصل جدا از هم معرفی می‌شود اولی یانگ که نر معرفی شده و دومی یین که ماده معرفی شده است. تفاوت بین این دو اصل در گذشته و قدیم در اوضاع اجتماعی مردم تأثیر داشت و از اتحاد این نر و ماده همه چیز به وجود می‌آمد. تائو به طور کلی عبارت بود از قانون ثابت جریان اشیاء و روش مقرر برای حرکات همه موجودات. چینیان معتقد بودند که تائو در عالم هستی ازلیت دارد و قانون تائو قانونی است سرمدی و همچنین بر طبق آئین تائو راه و روش حرکت تمام موجودات عالم به طرف کمال است و این حسن تناسب و کمال بر طبق تائو امکان‌پذیر است و انسان‌ها برای اینکه بتوانند به کمال برسند باید خود را با تائو هماهنگ کنند.
پرستش زمین
یکی دیگر از عقایدی که در چین باستان مطرح بود پرستش زمین قبل از تائو بود. همانطور که اشاره شد چینیان باستان به کشاورزی توجه زیادی داشتند، لذا دین آنها براساس عامل کشاورزی گذاشته شده بود. در چین قدیم در هرده و آبادی مردم تپه‌‌ای از خاک و گل به علامت حاصلخیزی برپا می‌کردند و بربالای تپه درختی می‌نشاندند و در اطراف آن درخت نهال‌های کوچکی می‌کاشتند. در اصل به آن خاکریز در چین قدیم (شی Shih) می‌گفتند. روستائیان و مردمان در زمان معینی از سال در اطراف تپه‌ها و خاکریزها جمع می‌شدند و عبادتهای خاصی را به نام خدایان زمین برگزار می‌کردند، این عبادتها به صورت سرودهایی دینی و حتی رقص و پای‌کوبی بوده و هدفشان این بود که خدایان زمینی کمک کنند و محصولات کشاورزی آنها را زیاد کنند. پس از آنکه سرزمین چین به حالت مدنیت اولیه رسید و مقداری فرهنگ مردم تکامل یافت مسأله امپراتوری در چین مطرح شد و در همه جا خاک ریزهایی به نام شی برپا شد و در مرکز هر ایالت خاک‌ریز بزرگ‌تری قرار داشت و در مرکز حکومت خاقان تپه بسیار بزرگی با رنگ‌های متفاوت در ۵ طبقه بنا شد و هر طبقه رنگ خاصی داشت و در برابر این خاک‌ریز عظیم خاقان در تابستان حاضر می‌شد و در آنجا زمین را شخم می‌زد و ارواح و خدایان اراضی یا زمین را ستایش می‌کرد و برای آسایش و امنیت مردم دعا می‌کرد و این اعتقاد تا قبل از حکومت کمونیستی چین ادامه داشت. چینیان علاوه بر این به خدای آسمان‌ هم اعتقاد و ایمان داشتند و آنرا تین (Tin) که به معنای آسمان است، می‌نامیدند. در متن‌ها اشاره‌ای داشتیم به عقیده پرستش ارواح در میان مردمان چین باستان، در اینجا لازم می‌دانم اشاره‌ای مختصر داشته باشم به تقسیم بندی چینیان از ارواح به دو گونه ارواح نیک و ارواح بد. چینیان ارواح نیک را شن (Shen) و ارواح بد و خبیث را کوی (Kewi) می‌نامیدند. آنها معتقد بودند که شنها در اراضی آسمان و اراضی بارور و حاصلخیز در درختان و گیاهان و باران و آتش و کوهها و دریاها و چشمه‌سارها و هر چه که نافع باشد وجود دارند و معتقد بودند که ارواح اجدادشان از جنس شنها هستند ولی کوی‌‌ها یا ارواح بد در تاریکی‌‌ها و ظلمات قرار گرفته‌اند و انسان‌ها برای فرار از آنها باید به نور و روشنائی متوسل شوند.
مراسم تدفین اموات در چین قدیم
مراسم تدفین اموات در چین قدیم با تشریفات خاصی انجام می‌شد. چینیان افراد ثروتمند را وقتی می‌خواستند دفن کنند بسیاری از اموال شخصی آنها را همراهشان دفن می‌کردند و اعتقاد داشتند که این اموال در اختیار آنها قرار می‌گیرد و از این جهت چینیان قدیم شباهتی به مصریان قدیم داشتند به عنوان مثال یکی از حاکمان برجسته چین در سال ۶۲۲ق.م به نام دوک مو وصیت کرده بود که بعد از مرگش سه نفر از شایسته‌ترین یاران و نزدیکانش را همراه او به خاک بسپارند. در چین باستان رسم این بود که در هر منزلی ضریحی می‌ساختند که این ضریح به عنوان اجداد آن خانواده شهرت داشت و بر روی آن روی تخته چوبی اسامی اجداد را می‌نوشتند. در میان قبایل، ضریح مفصل‌تری آماده کرده بودند و در مقابل آن ضریح به عبادات و دعا و همچنین برگزاری مراسمات ازدواج و غیره می‌پرداختند. در فصل پائیز و در فصل بهار اقوام قبیله به زیارت ضریح می‌آمدند و حتی در فصل پائیز روی کاغذهایی شکل پتو و لحاف می‌کشیدند و این نقاشیها را آتش می‌زدند و تصور می‌کردند که با این عمل مردگان آنها از سرما حفظ خواهند شد. این بود خلاصه‌ای از عقاید و تفکرات مردمان چین باستان. باشد که مورد قبول شما خوانندگان گرامی قرار گیرد.
 
نگارش در تاريخ دوشنبه ششم دی 1389 توسط احــــمد تربیت

آداب و رسوم مربوط به ازدواج و اعیاد مردم چین

داستان گاوچران و خانم بافنده معروفترین داستان عشق چین به شمار می‌آید. می‌گویند: گاوچران پسر فقیری بود و با گاو خود زندگی می‌کرد. خانم بافنده دختر...

 
 
عادات ازدواج در میان چینیان
 مراسم ازدواج در چین قدیم به شش مرحله تقسیم می‌شد. به عبارت دیگر، داماد به عروس هدایای نامزدی می‌داد. سپس پیشنهاد ازدواج می‌کرد و اسم و روز تولد عروس را می‌پرسید. بعد از آن، یک روز خجسته را انتخاب و مراسم ساده برگزار می‌گردید و دو طرف نامزد می‌شدند. در مرحله بعد داماد وسایل مورد استفاده در زندگی را به عروس می‌داد. سپس یک تاریخ خجسته تعیین می‌کردند و آخرین مرحله برگزاری مراسم ازدواج انجام می‌شد.
مراسم ازدواج با برخی آداب و رسوم همراه است. برای نمونه، عروس هنگامی‌ که خانواده خود را ترک می‌گوید، باید گریه کند تا نشان دهد نمی‌خواهد خانواده اش را ترک کند. در مراسم ازدواج داماد و عروس به پدران و مادران و اعضای خانواده تعظیم می‌کنند. مراسم جالب تر این است که پس از برگزاری مراسم عروسی در شب مهمانان با هیاهو و شادی کنان با عروس و داماد شوخی می‌کنند.
وسائل عروس در دوره‌های مختلف متفاوت بوده است. قبلا چینیان از کالسکه و یا کجاوه استفاده می‌کردند. در بعضی مناطق، نیز از قایق، اسب و خر استفاده می‌شد. به دنبال پیشرفت جامعه، مراسم عروسی ملیت‌هان نیز تغییر کرده است. برای نمونه، در سال 1949 میلادی پس از تاسیس جمهوری خلق چین، جوانان عادات و رسوم قدیمی ‌مراسم عروسی را کنار گذاشتند. در آن زمان سطح زندگی چینیان بالا نبود. بدین سبب، مراسم عروسی ساده برگزار می‌شد. معمولا داماد و عروس فقط سند ازدواج می‌گرفتند و دیگر مراسمی ‌برگزار نمی‌کردند.
در سالهای 70 قرن گذشته، مراسم عروسی چینیان با سالهای 50 متفاوت بود. در آن زمان، زندگی چینیان بهتر شده و مراسم عروسی متنوع بود. داماد با دوچرخه و یا تراکتور عروس را به خانه می‌آورد. بعضی‌ها حتی از خودرو ساخت چین استفاده می‌کردند. هدایای مهمانان به داماد و عروس حوله، تشک و روبالشی بود. البته، شیرینی و شراب بسیار مصرف می‌شد. در مراسم عروسی، داماد و عروس شیرینی به مهمانان می‌دادند و به سلامتی مهمانان می‌نوشیدند. پس از سالهای 80 قرن گذشته، مراسم عروسی چینیان بسیار تغییر یافته است. 
شایان ذکر اینکه در استان " شاندونگ " شاه بلوط، عناب و بادام زمینی روی تختخواب داماد و عروس گذشته می‌شود که کنایه از داشتن فرزند در آینده نزدیک است. 
 
 
آداب و رسوم در اعیاد
عید بهار چین
از9 فوریه سال جاری ایام عید بهار سنتی چین آغاز می‌شود. عید بهار در واقع همانند عید نوروز ایران عید میلی فرخنده و پرنشاط است. به طور کلی از قدیم الایام سال در تقویم کشاورزی چینی با 12 نام حیوان یعنی گاو، ببر، مار، موش، خوک، میمون، خرگوش، اسب، خروس، گوسفند، سگ و اژدها مشخص شده است. اژدها در عهد قدیم توتم ( یعنی روح یا موجود حافظ قبیله ملت چین به شمار می‌رفت.
در روایات قدیمی‌چین اژدها همواره به موجودی صاحب نیرو و قدرت جسورا و لبیباک ترسیم شده است و از دیدگاه مردم چنین روحیه ای دقیقا سمبل ایده ال ملت چین است. مردم اژدها این حیوان افسانه‌ای را می‌پرستند و آرزومندند تا اژدها خجستگی و میمنت را برایشان به همراه بیاورد.
از تاریخ عید بهار تاکنون 4 هزار سال می‌گذرد. در بیش از دو هزار ویک صد سا قبل از میلاد مردم زمان شرکت یک دور ستاره مشتری ( یعنی ژوپیتر) را یک ( تسئو) داستند و این عید را نیز " تسئو" می‌نامیدند. اما نام این عید در یک هزار سال قبل از میلاد به "نیان" یعنی پرحاصل تغییر کرد.
به رسم و عادت عامیانه در چین ایام عید بهار از 23 دسامبر شروع می‌شود و تاعید فانوس در تاریخ 15 ماه آینده خاتمه می‌یابد که جمعا سه هفته طول می‌کشد. به منظور گرامیداشت ایام عید از شهرها گرفته تا دهات، مردم فعالیتهای مختلفی را انجام می‌دهند و جشنهایی برپا می‌کنند. درروستاها کشاورزان به خانه تکانی و شستن البسه و لحاف وغیره می‌پردازند تا با پاکی و پاکیزگی به پیواز سال نو بروند. آنان همچنین خود را کیهای گوناگونی مانند مشکلات و آب نبات، کیک، گوشت و سبزیجات برای پذیرایی از مهمانان تهیه می‌کنند. درشهرهای بزرگ مقدمات عید نیز از مدتها قبل ازعید شروع می‌گردد. سازمانها و ادارات فرهنگی و گروههای هنری برنامه‌های هنری خود را آماده می‌سازند و در پارکها برنامه‌های تفریحی و بازی‌های گروهی جدید و بیشماری برای مردم انجام می‌شود. موسسات تجاری نیز برای اقناع مشتریان خود کالاها و اجناس متنوع را از کشورها و حتی خارج از چین وارد می‌کنند.
عید بهار چین همانند عید نوروز ایران عید ملی فرخنده و پرشکوه و پر نشاط است. به طور کلی در نواحی مختلف چین رسوم و عاداب سنتی برای برگزاری این عید متفاوت است.
اما ضیافت شام با حضور کلیه اعضای خانواده د رشب آستانه عید چه در شمال چه در جنوب کشور لازم و ضروری است. در جنوب این غذا غالبا از بیش از 10 خواراک تشکیل می‌شود که در میان آنها ماهی و خوراکی تهیه شده از خمیر لوبیا باید دیده شود. زیرا این دو خوراک در تلفظ به چینی با " مرفعه بودن " تقریبا یکی است. در شمال این غذا را اغلب " جیازه" یعنی گوشواره تشکیل می‌دهد. خانواده دراین شب در کنار یکدیگر به تهیه این خوراک سنتی مشغول می‌شوند. شایان یادآوری است که در میان خوراکهای سنتی عید بهار غذاهای شیرین از ارد برنج چسبیده به چینی " نیاگا" حتما باید موجود باشد. چه آنکه این نشانگر ارتقای دائمی‌سطح زندگی، گردهم آمدم و سعادتمندی اعضای خانواده است. در آستانه سال جدید به تقویم کشاورزی چین، مردم با سرور و شادی با سال گذشته وداع نموده و به پیشواز سال جدید میروند. دربعضی مناطق مردم به آتش زدن ترقه و آتش بازی هم می‌پردازند. ازاول سال نو اعضای خانواده ملبس به لباسهای زیبا و نو به استقبال مهمانان و یا دیدار از خویشاوندان و دوستان می‌پردازند.
آنان هنگام ملاقات جملات مبارکی چون " سال نومبارک" و " یا عید بهار مبارک باد "را می‌گویند و سپس به خوردن میوه و شکلات و چای مشغول می‌شوند و با هم گفت و گو می‌کنند. در ایام عید بهار برنامه‌های هنری و تفریحی جالب توجه و رنگارنگ است. دربعضی جاها اپراها و فیلمهای ویژه عید به معرض نمایش گذارده می‌شود و د ربعضی مناطق دیگر برنامه‌های هنری عامیانه نظیر رقص شیر، یان گو و رقص با چوب پا و غیره به این ترتیب محیطی مملو از وجد و شعف و شادی برهمه جا حکمفرما است. 
گفتنی است که برحسب کردن تابلوهای خونویسی ونقاشی‌های ویژه عید بهار روی دیوار، روشن کردن فانوس نیز از جمله برنامه‌های عید بهار است. درایام این عید جشن فانوس نیز جلوه ای خاص دارد.
فانوسهای رنگی درواقع از جمله هنرهای دستی و سنتی مردمی‌چین است. مردم با دست داشتن اشکال مختلف متنوع فانوسها که بر روی آن شکل حیوانات مناظر طبیعی و چهره‌های قهرمانان ترسیم شده است در یک جا جمع می‌شوند و شادی می‌کنند. البته پابه پای ارتقای سطح زندگی مردم، آنان ضمن حفظ رسوم وعاداب سنتی، برنامه‌های جدیدی به وجود آورده اند. برای نمونه جهاگردی و چین گردی به رسم نوین چینیها در ایام عید بهار بدل شده است.
 
هفتمین شب ماه هفتم
هفتمین روز ماه هفتم به تقویم سنتی چین به عنوان " روز عشق چین" در میان مردم رایج شد. این روز هم عید دختر، عید آرزوی کسب مهارت نامیده شد. در سالهای گذشته، این روز برای دختران چین مهمترین روز محسوب می‌شد.
طبق اساطیر چین، گاوچران و خانم بافنده در شب هفتم ماه هفتم در آسمان به وصل رسیدند. به همین دلیل، دختران نیز با آماده کردن سبدهای میوه دعا می‌کردند که مثل آن خانم بافنده عشق پایدار داشته باشند.
داستان گاوچران و خانم بافنده معروفترین داستان عشق چین به شمار می‌آید. می‌گویند: گاوچران پسر فقیری بود و با گاو خود زندگی می‌کرد. خانم بافنده دختر امپراتور آسمان بود. روزی خانم بافنده به دنیا هبوط کرد و گاوچران را دید.
آن دو نفر دوست و بتدریج عاشق دیگر شدند. خانم بافنده چون می‌خواست با گاوچران ازدواج کند، تصمیم گرفت دیگر به آسمان برنگردد. ولی به زودی امپراتور آسمان متوجه شد که دخترش گم شده و خیلی عصبانی شد. او نمی‌گذاشت که دخترش با مردم عادی ازدواج کند. خانم بافنده  نمی‌توانست از پدرش سرپیچی کند و به آسمان رفت. بدین جهت، زن و شوهر پرعاطفه از هم جدا شد. گاوچران نمی‌خواست خانمش او را ترک کند و دنبال خانم بافنده رفت. نزدیک بود که پیدایش کند، ولی امپراتور  به آسمان آمد و بین دو نفر یک جاده شیری وسیع گذاشت تا آنها نتوانند از آن عبور کنند. گاوچران و خانم بافنده فقط یکدیگر را نگاه می‌کردند و گریه می‌کردند.
روزها گذشت، گاوچران و خانم بافنده  آنجا ماندند. آخر عشق وفادار آنها امپراتور آسمان را تخت تاثیر قرار داد. او دستور داد: در هفتمین روز ماه هفتم، به وسیله کلاغ زاغی پلی روی جاده شیری گذاشته شود تا گاوچران و خانم بافنده همدیگر را ملاقات کنند.
بدین جهت در این شب، جوانان جمع می‌شود و به آسمان نگاه می‌کنند. مثل اینکه گاوچران و خانم بافنده را می‌بینند و به آنها تبریک می‌گویند.
دختران خانم بافنده را فرشته بافنده می‌دانستند و دلشان می‌خواست مثل او ماهر باشند و عشق پایدار داشته باشند. بعدا آنها با شادی میوه می‌خوردند و باهم صحبت می‌کردند.
یک بازی مخصوص هم در میانشان رواج داشت. یعنی مسابقه دادن تا ببینند کدام یک نخ کردن سوزن را بهتر بلد هستند. کسی که شکست می‌خورد باید هدیه کوچک به دیگران بدهد. هدف این بازی تنها مسابقه نیست بلکه جالبتر کردن عید است.

عید  چون یانگ
پنجمین روز ماه پنجم به تقویم کشاورزی چین عید قایق اژدها نام دارد. در مقایسه با عیدهای دیگر، عید قایق اژدها اسامی‌گوناگون دیگری نیز دارد. این روز هم به نام‌های عید ماه، عید اشعار، عید دختر و عید " زون زی" مشهور است.
مردم چین در عید قایق اژدها نوعی خوراک به نام "زون زی" می‌خورند." زون زی" با برگ بامبو و برنج درست می‌شود. بدین ترتیب که درون برگ بامبو برنج و گوشت می‌گذارند و می‌پیچند و بعد آن را می‌پزند. مناسبت خوردن این خوراک در این روز مشخص است.
در چین،شاعری بنام "چو یوان" از اهالی کشور "چو" در دوره دولتهای جنگی می‌زیست. وی مدتی در کشور "چو" به عنوان وزیر اعظم خدمت کرد و نسبت به امپراتور بسیار وفادار بود. بعد مورد حسد و تهمت بداندیشان قرار گرفت و امپراتور بدون تحقیق و رسیدگی او را از مقام وزارت عزل کرد.
"چو یوان" سخت غمگین و افسرده شد. به کنار رودخانه "می‌لو" در استان "هو نان" امروزی رفت دایما شعر می‌سرود تا روزی از زندگی بکلی ناامید و مایوس گردید و خود را به رودخانه انداخت و غرق شد. این واقعه در پنجمین روز از ماه پنجم اتفاق افتاد.
چون مردم بسیار به او علاقه داشتند و می‌ترسیدند که ماهی رودخانه جسد او را بخورند،خوراک"زون زی" را که شرح دادیم درست کردند و به آب رودخانه انداختند تا ماهیان آن خوراک را بخورند و به جسد شاعر آسیب نرساندند.
امروزه معمولا موقع خوردن این خوراک، بخصوص اگر در حضور افراد غیر چینی باشد،شعر‌ها و سرگذشت "چو یوان"را یاد می‌کنند.
پیشنیان می‌گفتند: پنجامین ماه بدترین ماه سال است. بنابراین، از گذشته، رسومی‌در میان مردم شایع شده بود. یعنی آویزان کردن نقاشی قهرمان افسانه ای، جمع کردن دارو‌های گیاهی. بچه‌ها کیسه کوچک پاره ای که در آن عطر گذاشته می‌شود روی لباس می‌آویزانند و روی دست نخ رنگارنگ می‌بندند. دیگران به مسابقه قایق رانی مسابقه "او شو" و غیره می‌پرداختند. هدف همه آنها راندن شیطان و حفظ بدن است.
 
آداب و رسوم در مورد خوارک
 فرهنگ چای چین
چای را همه می‌شناسند و نوشیده اند. چای همانند چینی مترادف چین است. چین محل اصلی تولید چای محسوب می‌شود و قبل از کشورهای دیگر جهان منابع درخت چای را کشف و از آن استفاده کرده است. اگر به چین سفر کنید، به غیر از دید و بازدید کوه‌ها و منظره‌های معروف چین، سفر به محل تولید چای چین نیز نوعی انتخاب عاقلانه محسوب می‌شود. در آنجا می‌توانید شخصا متوجه شوید که چای چطور تولید می‌شود و می‌توانید چگونگی چای را بنوشید و مزه كنید. اگر از شهر " چنگ دو " مرکز استان " سی چوان " چین واقع در جنوب غرب این کشور حرکت کنید، در حدود 130 کیلومتری غرب منطقه کوه بلند و زیبایی را مشاهده خواهید كرد. این کوه " مون شان " مرکز مشهور تولید چای چین است. هنگامی‌که با خودرو در راه کوهستانی پرفراز و نشیب حرکت میکنید، می‌توانید شاهد پوشش مه و ابردر منطقه كوهستانی باشید و در دامنه کوه در کنار راه باغهای چای بسیار سبزنیز چشمنوازی می‌كند و همزمان چایکاران در این مزارع چای مشغول کار هستند. کوه " مون شان " بیش از 2000 سال تاریخ کشت چای دارد. گفته می‌شود که در آن موقع، مردی با نام " اولی جن " بطور تصادفی با تاثیرات درمانی و موثر بودن چای برای از بین بردن خستگی آن را کشف کرد. از آن به بعد، او شروع به کشت درخت چای کرد. این اولین بار بود که در تاریخ چین مردم درخت چای می‌کاشتند. به دلیل آنکه کوه " مون شان " تمام سال از مه پوشیده می‌شود و آب و هوای انجا مرطوب است، برای کشت درخت چای بسیار مناسب است. بتدریج، چای کوه " مون شان " شهرت یافت. چینیان می‌گویند که خانه چای جهان چین و خانه چای چین کوه " مون شان " است. چینیان چای را بسیار دوست دارند و این نوع عادت هزار سال ادامه یافته و حتی به بخشی واجب و لازم از زندگی چینیان تبدیل شده است. در سالهای اخیر، نقش چای مورد شناسایی مردم کشورها قرار گرفته و در سراسر جهان، تب " نوشیدن چای " به وجود آمده و این امر نیز به پیشرفت صنعت چای چین مساعدت کرده است. به منظور آنکه مسافران با دانش بیشتر چای آشنا شوند، کوه " مون شان " با استفاده از منابع محلی فعالیت‌های ذی ربط چای را برگزار کردند. مثلا تولید چای، بسیار مورد استقبال مسافران قرار می‌گیرد. آنان می‌توانند با چگونگی تولید چای آشنا شوند و در تولید چای شرکت کنند و از آن لذت ببرند.
نگارش در تاريخ دوشنبه ششم دی 1389 توسط احــــمد تربیت
 نگهبانان شهر شیان
 در ایالت شانگسی در مركز چین شهر شیان واقع شده كه دارای نگهبانانی منحصربفرد از جنس گل رس پخته است. این سایت باستانی متعلق به دوران امپراطوران كین به قدمت 2000 سال پیش در سال 1974 به طور تصادفی كشف شد. از آن پس با كاوش های باستان شناسان مجسمه‌های هزاران سرباز از دل خاك بیرون آمد و امروز در همان محل كه به صورت موزه ای درآمده است، نگه‌داری می‌شوند. 
 

تصویری از چند مجسمه سربازان محافظ امپراطور سلسله كین كه كشف آنها یك واقعه منحصربفرد در تاریخ باستان شناسی جهان محسوب می‌شود.
 

یك روستایی چینی به طور تصادفی لشكر چند هزار نفری امپراطور كین شی هوانگدی را در سال 1974 در نزدیكی شهر شیان و مقبره این امپراطور كه بانی سلسله امپراطوران كین بود، كشف كرد.
 

باستان شناسان در جریان سالها كاوش كلیه جنگجویان این لشكر را از دل خاك بیرون آورده و در سال 1987 یونسكو نام این سایت را در فهرست میراث جهانی ثبت كرد.
 

این لشكر نمادین كه به دستور امپراطور كین شی هوانگدی ساخته شد و شامل سوارنظام، كمان داران، شمشیر زنان و غیره بود، وظیفه مراقبت از امپراطور را در دنیای پس از مرگ به عهده داشت.
 

چهره هریك از این هزاران سرباز با چهره دیگری متفاوت است زیرا هنرمندان دقیقا مجسمه سربازانی كه در آن زمان در لشكر كین شی هوانگدی را ساخته بودند.
 

هزاران مجسمه از سربازان در صفوف منظم كه بخش اعظم آنها با گذشت دو هزار سال هنوز سالم هستند در موزه ای كه در همان محل دایر شد، چشمان بازدیدكنندگان را به خود خیره می‌كنند.
 

برخی ازمجسمه های نگهبانان شهر شیان سرهای خود را از دست داده اند كه باستان شناسان به دقت آنها را بازسازی می‌كنند.
نگارش در تاريخ دوشنبه ششم دی 1389 توسط احــــمد تربیت

دیوار چین که یکی از هفت اعجاز جهان شمرده می‌شود، در جهان به لحاظ زمان ساخت طولانی‌ترین و بزرگترین نظام مهندسی تدافعی در قدیم است. این دیوار در نقشه جغرافیایی چین 7000 کیلومتر امتداد یافته است. این اثر سال 1987 در "فهرست میراث جهانی" ثبت شد. تاریخ ساخت دیوار چین به قرن 9 قبل از میلاد باز می‌گردد. حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیت‌های شمالی، برجهای آتش برای خبررسانی و یا قلعه‌های مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد. در دوره حکمرانی سلسله‌های بهار و پاییز و کشورهای جنگجو، میان دوک‌ها جنگ بر پا شد و کشورها با استفاده از کوه‌های مرزی به ساخت دیوار پرداختند تا سال 221 قبل از میلاد، امپراتور چین شی خوان پس از به وحدت رساندن چین، دیوارهای دوک‌ها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ در مرزهای شمالی بر روی کوه‌ها در آمد. او می‌خواست با این کار از حملات دشمن به مراتع شمالی جلوگیری کند. در این زمان طول دیوار چین به 5000 کیلومتر می‌رسید. در سلسله خان پس از سلسله چین طول دیوار به 10 هزار کیلومتر رسید. در تاریخ دو هزار و اندی ساله چین، حکمرانان دوران مختلف به ساخت دیوار چین پرداختند. تا اینکه طول دیوار به 50 هزار کیلومتر رسید. این میزان معادل گردش به دور کره زمین است.

 
 
دیواری که اکنون مردم مشاهده می‌کنند، دیوار متعلق به سلسله مینگ (سال 1368 – سال 1644 ) است از غرب به دروازه "جایو گوان" در استان گان سو چین و از شرق به ساحل رود یالو جیان در استان لیائو نینگ در شمال شرقی چین منتهی می‌شود و درمیان آن 9 استان- شهر و ناحیه خود مختار به طول 7300 کیلومتر وجود دارد و مردم آنرا دیوار طولانی می‌نامند. دیوار چین به عنوان پروژه تدافعی بر روی کوه‌ها ساخته می‌شد از بیابان‌ها مراتع و لجنزارها عبور می‌کرد. کارگران طبق عوارض زمینی، ساختار متفاوتی برای ایجاد دیوار در نظر گرفتند که درایت و عقل نیاکان چین را نشان می‌دهد. دیوار بر مسیر کوه‌های پر فراز و نشیب امتداد یافته است. در بیرون دیوار پرتگاه‌های بلند دیده می‌شود. در واقع کوه و دیوار به یکدیگر پیوند خورده اند. لذا دشمن به هیچوجه قادر به نفوذ به این دیوار نبود. دیوار چین معمولا با آجرهای بزرگ و سنگ مستطیل ساخته شده و در وسط آن خاک و خرده سنگ ریخته شده و ارتفاع ان 10 متر است در پهنای دیوار برای عبور چهار اسب کافی است و در یک ردیف عرض آن 4 -5 متر است تا در زمان انتقال غلات و سلاحها مشکلی ایجاد نشود. طرف درونی دیوار، نرده سنگی و در وجود دارد که به آسانی حرکت می‌کند. در فاصله معینی سکوی دیواری و یا برج آتش برای خبررسانی ساخته شده است. سکوی دیواری برای ذخیره سلاحها و غلات و استراحت سربازان است و در جنگ مخفیگاه بوده است. هنگامی‌ که دشمن دست به حمله می‌زد برج‌های آتش روشن می‌کردند و سراسر کشور از حمله آگاه می‌شدند. اکنون مقاومت دیوار چین به عنوان یک مانع نظامی ‌از بین رفته است. اما زیبایی معماری مخصوص آن دیدنی است. زیبایی دیوار چین پر ابهت، و باعظمت است. از دور دیواری بلند و پر پیچ و خم بر روی کوه‌ها همانند اژدهایی در حال حرکت به چشم می‌خورد و صحنه ای شکوهمند ایجاد شده است. از نزدیک، دروازه‌های پر ابهت، دیوار‌ها، سکوهای دیواری، برج‌های دیده بانی، برج‌های آتش هماهنگ با عوارض زمینی آکنده از دلربایی هنری است. دیوار چین دارای اهمیت تاریخی و فرهنگی و ارزش دیدنی است. چینی‌ها می‌گویند: "کسی که به دیوار چین صعود نکرده باشد، قهرمان نیست گردشگران چینی و خارجی از پیمودن دیوار احساس افتخار می‌کنند. حتی سران بسیاری از کشورهای خارجی نیز فرصت دیدار از این اثر بزرگ را از دست نمی‌دهند. برخی از بخش‌های دیوار چین بخوبی حفظ شده است از جمله دیوار "بادلینگ" در نزدیکی بیجنیگ دیوار "سی ما تای"، دیوار" موتیان یو"، دروازه شان حای گوان در انتهای شرقی دیوار چین است که نخستین دروازه چین نامیده می‌شود و دروازه "جایوگوان" در انتهای غرب در گان سو، این بخش‌ها همچنین از مکان‌های بسیار مشهور و دیدنی دیوار است و گردشگران زیادی در تمام سال از آنها بازدید می‌کنند دیوار چین تجسم درایت و رنج و به عنوان "سمبل ملیت چین" است.
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها

قالب وبلاگ

دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

شادزیست

دانلود فیلم

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار